سنگال را مسلمانان در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم گشودند و شايد نخستين كشور آفريقاي سياه بود كه‌ مسلمان مي‌شد. ادعا شده است كه دريانوردان دي‌يِپ مصب سنگال را در حدود 1364 از نو كشف كرده‌اند، ولي اين ادعا تأييد نشده است كشف آن‌جا در سال 1445 توسط دينيش‌دياز پرتغالي صورت گرفت‌. در سال 1455 آلويسه كاداموستو (1432 ـ 1477) دريانورد ونيزي‌، كه‌ در خدمت انريكوي دريانورد بود، تا مسافتي در رود سنگال (هم‌چنين در گامبيا) پيش رفت‌. ريزابه‌هاي فوقاني رود را كلود ژانكن دو روشفور در سال 1638 و آندره برو در حدود 1698، پوييدند و آندره تا بالاي آبشارهاي فلو پيش رفت‌. سرچشمه‌ٴ رود سنگال (به‌عبارت دقيق‌تر سرچشمه‌ٴ بافينگ‌) را در سال 1818، گاسپار مويّن در فوتا جايّون كشف كرد. اين مهم‌ترين‌ رشته‌كوه غرب آفريقا و مهم‌ترين مركز آب‌هاي قاره‌ٴ آفريقاست‌، كه سرچشمه‌ٴ رودهاي بافينگ‌، نيجر و گامبيا در آن قرار دارد.
اما رود كنگو را جغرافي‌دانان يوناني و اسلامي نمي‌شناختند. مصب آن را در سال 1482، دياگو كائوي پرتغالي كشف كرد. زئير (نامي كه در آن هنگام كنگو داشت‌) در اشعار كاموئِش ذكر شده است (1572). ظاهراً اين رودخانه تا سده‌ٴ نوزدهم اصلاً پوييده نشد1. از آن‌جا كه كنگو حوضه‌ٴ آبگير وسيعي است كه تنها پس از آمازون قرار دارد، داستان پويش تدريجي آن بسيار مفصل است و داستان شناسايي آفريقاي مركزي‌، فصلي از اكتشافات جغرافيايي و بيش از آن‌، فصلي از تاريخ استعمار در سده‌ٴ نوزدهم است‌.
2. مشرق‌. جغرافي‌دانان شرقي نه‌تنها از همكاران مغربي خويشتن‌، بلكه از پيشينيانشان هم‌ خيلي كم‌اهميت‌ترند، چون در ميانشان حتي يك‌تن را نمي‌توان يافت كه داراي اعتباري همتاي‌ ابوالفدا (وفات‌: در 1331 م‌)، يا دمشقي باشد (كه تا سال 1326 زنده بود).
پيروزي‌هاي مكرر مسلمانان بر صليبيان‌، اعتقادشان را به اماكن متبركشان فزوني بخشيد، به‌ويژه در فلسطين و مصر كه در معرض تهديد قرار گرفته بود. از اين‌رو، در اين قرن سفرنامه‌هاي‌ زيارتي زياد شده بود، كه نه‌تنها اماكن مقدس عربستان‌، بلكه نقاط زيارتي خاور نزديك را هم‌ شامل مي‌شد. اين آثار زيارتي جنبه‌ٴ جدلي داشت‌، يا اگر تعبير عطيه‌2 را بپذيريم‌، داراي ماهيت‌ تبليغ ضد صليبي بود. مثلاً در يك كتاب مجهول‌الموٴلف از نيمه‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم‌، در فضايل شام


1. دوارته لوپز پرتغالي در سال 1578 آن را پوييد. يازده سال بعد، به اروپا بازگشت و در رم با فيليپو پيگافِتا (1533 ـ 1603)، ملاقات كرد. داستاني كه او به‌ پرتغالي براي پيگافِتا بازگفت‌، به‌وسيله‌ٴ او به ايتاليايي نوشته شد و در سال 1591، در رم انتشار يافت‌، همراه با دو نقشه از آفريقا و آفريقاي مركزي‌. با اين‌كه‌ كتاب به هلندي‌، انگليسي‌، آلماني و لاتيني ترجمه شد، مطالبش به‌طور عجيبي فراموش گشت‌، يا مورد بي‌اعتنايي قرار گرفت و اكتشافات لوپز ناگزير در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ نوزدهم از نو كشف گرديد. در مقاله‌ٴ اين‌جانب درباره‌ٴ كاميلو آگريپا، دومنيكوفونتانا و فيليپو پيگافِتا، كه هنوز منتشر نشده است‌، اطلاعات بيشتري در اين باره خواهيد يافت‌.
2. منظور موٴلف عزيز شريال عطيه است كه در مجله‌ٴ ايسيس مقالاتي را درباره‌ٴ شرق به نگارش درمي‌آورد. ــ و.